|
ادبی اجتماعی هنری دودی
|
چند روز پیش جدولی دیدم که انواع مرگهای خودخواسته را بر اساس شدت درد و حتمی بودن کار از بالا به پایین لیست کرده بود. مثلا رتبهی رگزنی از نظر مرگ پایین و از نظر درد بالا بود و برعکس شلیک به سر کمترین درد و بیشترین عملکرد را داشت. این وسط هم، هم خودسوزی بود و هم سقوط، هم دار زدن بود و هم استنشاق گازهای سمی و غیره. روشهای مختلف خودکشی. چیزی که بیشتر توجهام را جلب کرد نحوهی رتبه بندی بود. معیار درد، معیار مرگ. و همهی اینها وابسته به شدت عمل شخص تصمیم گیرنده هم دارد. مثلا مسمومیت ناشی از قرص میتواند کشندهتر از فرو کردن چاقو در شکم باشد و تنها اگر شخص تصمیم گیرنده از طرفی تعداد کمتری یا قرص کم خطرتری را انتخاب کند و شخص دیگر چاقو را عمیقتر فرو کند ممکن است این رتبه بندی جابجا شود و دیگر موضوع مورد توجه این بود که تا حدودی میتوان بین حتمی بودن مرگ و کمتر بودن درد رابطهی مستقیمی پیدا کرد.
آدمی یک جایی باید کار خودش را تمام کند.