ادبی اجتماعی هنری دودی

گلوله توی صورت خورده بود، حدفاصل بین بینی و گونه و چشم؛ درست توی مثلث رامبراند و چون حدس می‌زدند که اسلحه از نوع تپانچه‌ی شکاری بوده، گلوله از آن‌طرف سر خارج نشده و حالا بنا به زاویه‌ی شلیک و برخورد باید یا در میان مغز یا جایی بین حلق و مخچه پیدایش کنند و توضیح کالیبر و تعداد آن‌ها نیاز به گزارش کالبد شکافی تخصصی سر و گردن و صورت متوفی دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۱ساعت 16:55  توسط Nobody  | 

دوید و نشستم که صورتم مماس سینه‌اش شد وقتی که رسید و در آغوش که بود صدای قلبش را برای دومین بار این‌طور تپنده شبیه دو‌ماهگی‌اش وقتی که حتی هنوز راوی هم نبود، تند تند شنیدم و حالا نگاهش که می‌کنم به رویم لبخند می‌زند...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی ۱۴۰۱ساعت 11:47  توسط Nobody  | 

سی و نه

:)

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی ۱۴۰۱ساعت 18:21  توسط Nobody  |